پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

283

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

هذا عَلىَّ الْيَوْمَ حَقَّ واجِبٌ * فى كُلِّ يَوْمٍ تعانُقٌ وَحَوارِ « 1 » راه نَفَس را بر پسر هند تنگ مىكنم و تير به گلوى او مىزنم ، به كمك سواران انصار و مهاجرانى كه نيزه‌هاشان را در زير گرد و غبار [ ميدان جنگ ] از خون كافران رنگين كردند ؛ در زمان پيامبر خدا محمد صلى الله عليه و آله و سلم [ نيزه‌ها ] رنگين شد و امروز [ نيز ] از خون فاسقان رنگين مىشود ؛ امروز از خون جماعتى رنگين مىشود كه قرآن را براى يارى اشرار رها كردند ؛ و در صدد انتقام خون‌هاى ريخته شده‌شان در [ جنگ ] بدر هستند و آن را در زير شمشيرهاى بران و نيزه‌هاى برافراشته پنهان كردند به خدا سوگند پيوسته فاسقان را با شمشير تيز و بُران خواهم زد امروز اين كار بر من حقّ و واجب است ؛ در هر روزى ، رو به رو شدن و يارى كردنى است . او آن قدر با دشمن جنگيد تا به شهادت رسيد . مالك بن نسر بدى سرش را جدا كرد و به سوى لشكرگاه امام حسين عليه السلام پرتاب نمود . مادرش سر او را برداشت و گفت : « آفرين پسرم ، اى شادى دلم و اى نور چشمم » سپس سر را به سوى يكى از افراد دشمن پرتاب كرد و او را به هلاكت رساند . پس از آن عمود خيمه را كشيد و بر آن گروه حمله كرد . امام حسين عليه السلام او را برگرداند و در حقش دعا فرمود . « 2 » برخى نوشته‌اند كه آن زن هنگام حمله ، اين شعر را خواند : انَا عَجُوزٌ فِى النِّساء ضَعيفَةٌ * بالِيَةٌ خاويَةٌ نَحيفَةٌ اضْرِبُكُمْ بِضَرْبَةٍ عَنيفَةٍ * دُونَ بَنى فاطِمَةِ الشَّريفَةِ « 3 » من در ميان زنان ، زنى ضعيف و پير و ناتوان هستم ؛ در راه دفاع از فرزندان فاطمهء شريف ضربهء محكم بر شما مىزنم . خوارزمى نوشته است كه اين زن در حمله‌اش ، دو نفر از افراد دشمن را به هلاكت رساند . « 4 »

--> ( 1 ) . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 25 ، انوارالهدى . ( 2 ) . ذخيرة الدارين ، ص 244 . ( 3 ) . مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 26 ، انوارالهدى . ( 4 ) . همان .